لطفا منتظر بمانید
لحظه پرواز
Lahzeh Parvaz
سلام به تو دوست عزیز و همسفر گرامی! خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی چمدانهایت را ببندی و راهی یکی از جذابترین، زندهترین و البته معنویترین شهرهای ایران شوی. اینجا مشهد است؛ جایی که وقتی پایت را روی خاکش میگذاری، انگار وارد دنیایی میشوی که در آن تاریخ، معنویت، طبیعت و هیجان مدرن دست در دست هم دادهاند تا برایت خاطرهای بسازند که تا سالها فراموشش نکنی. شاید تا اسم مشهد میآید، ناخودآگاه فقط یاد حرم مطهر و زیارت بیفتی، اما بگذار همین اول کار یک راز را به تو بگویم: مشهد خیلی بیشتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. این شهر، گنجینهای از باغهای سرسبز، کوههای سنگی استوار، بازارهای پرهیاهو و تفریحاتی است که آدرنالین خونت را به سقف میچسباند.
ما در این سفر طولانی و هیجانانگیز قرار است وجببهوجب این کلانشهر دوستداشتنی را با هم بگردیم. نمیخواهیم فقط یک لیست خشک و خالی جلویت بگذاریم؛ میخواهیم با هم در کوچهپسکوچههای تاریخ قدم بزنیم، طعم شیشلیکهای شاندیز را زیر دندان حس کنیم و در پارکهای آبی فریاد شادی سر دهیم. پس اگر آمادهای، کمربندت را محکم ببند چون قرار است چیزهایی را کشف کنی که شاید حتی مشهدیهای قدیمی هم از تمام جزئیاتش باخبر نباشند. راستی، اگر از آن دسته آدمهایی هستی که شبها تازه انرژی میگیرند و عاشق گشتوجو زیر نور چراغهای شهر هستند، حتما باید برنامهی ویژهای داشته باشی. زیبایی این شهر در شب دوچندان میشود و مکان های دیدنی مشهد در شب میتواند تجربهای کاملاً متفاوت و رویایی را برایت رقم بزند که پیشنهاد میکنم اصلاً از دستش ندهی.
در ادامه میخواهیم لایه لایه تاریخ این خاک را کنار بزنیم و ببینیم چه شد که باغی کوچک در روستایی دورافتاده، تبدیل به پایتخت معنوی و یکی از کلانشهرهای بزرگ خاورمیانه شد. داستان مشهد، داستان عشق، جنگ، هنر و ایستادگی است. با من همراه باش تا اولین برگ از این کتاب قطور و جذاب را ورق بزنیم.
شاید باورت نشود، اما روزگاری نه چندان دور، در دشتهای وسیع طوس، خبری از شهری به نام مشهد نبود. داستان سرزمینی که امروز ما آن را به نام مشهد میشناسیم، گره خورده است با سرنوشت شهر باستانی و اساطیری "طوس". اگر شاهنامه فردوسی را ورق زده باشی، بارها نام طوس را شنیدهای؛ جایی که محل حکومت پهلوانان و پادشاهان اسطورهای ایران بوده است. اما خودِ مشهد چگونه متولد شد؟ بیایید به سالها قبل برگردیم، به زمانی که این منطقه تنها شامل چند روستای کوچک و خوشآبوهوا بود که مهمترین آنها "سناباد" و "نوغان" نام داشتند.
در آن زمان، سناباد تنها یک دهکده ییلاقی بود که باغی بزرگ و باشکوه متعلق به حمید بن قحطبه (والی خراسان) در آن خودنمایی میکرد. سرنوشت این منطقه در سال ۲۰۳ هجری قمری برای همیشه تغییر کرد. زمانی که امام رضا (ع)، امام هشتم شیعیان، در این منطقه به شهادت رسیدند و پیکر ایشان در همان باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارونالرشید به خاک سپرده شد. از آن لحظه به بعد، نام "مشهد" به معنای "محل شهادت" بر سر زبانها افتاد. در ابتدا، این مکان تنها یک بقعه کوچک در میان باغی بزرگ بود، اما عشق و ارادت مردم به امام رضا (ع) باعث شد تا کمکم خانهها و کاروانسراهایی در اطراف این بقعه ساخته شود و هسته اولیه شهر شکل بگیرد.
اما تاریخ مشهد همیشه به آرامی و صلح نگذشته است. این شهر شاهد فراز و نشیبهای خونین و دراماتیکی بوده که هر کدام تأثیر عمیقی بر چهره امروزی آن گذاشتهاند. در قرن چهارم و پنجم هجری، در دوران حکومت غزنویان و سلجوقیان، توجه ویژهای به بازسازی و توسعه حرم شد. پادشاهان و وزیران برای نشان دادن قدرت و البته ارادت خود، بناهایی را به این مجموعه اضافه کردند. اما طوفان واقعی زمانی از راه رسید که مغولها به ایران حمله کردند. تصور کن! لشکری ویرانگر که شهر عظیم و باستانی طوس را با خاک یکسان کرد. مردم وحشتزده طوس که خانههایشان ویران شده بود، به مشهد پناه آوردند. چرا؟ چون مغولها به دلایل مختلفی به مکانهای مذهبی و مقدس احترام میگذاشتند و یا حداقل جرات تخریب آنها را نداشتند. همین مهاجرت اجباری باعث شد که جمعیت مشهد به یکباره چندین برابر شود و رسماً جایگزین طوس به عنوان مرکز منطقه گردد.
دوران طلایی معماری و شکوه مشهد اما با روی کار آمدن تیموریان آغاز شد. شاهرخ میرزا و همسر هنردوست و خیرخواهش، گوهرشاد آغا، نقش بیبدیلی در توسعه مشهد داشتند. مسجد گوهرشاد که امروز یکی از شاهکارهای معماری جهان اسلام و نگین حرم مطهر است، یادگار همین دوران است. کاشیکاریهای معرق و کتیبههای بینظیر این دوره، هنوز هم چشم هر بینندهای را خیره میکند. پس از تیموریان، نوبت به صفویان رسید. شاه عباس صفوی که ارادت خاصی به امام رضا (ع) داشت، حتی پیاده از اصفهان به مشهد سفر کرد تا اهمیت این شهر را نشان دهد. در این دوره، مشهد نه تنها توسعه یافت، بلکه به عنوان رقیبی برای اماکن زیارتی در خاک عثمانی مطرح شد و هویت شیعی ایران را تقویت کرد.
اما شاید هیجانانگیزترین بخش تاریخ سیاسی مشهد مربوط به دوره افشاریان باشد. آیا میدانستی که مشهد زمانی پایتخت کل ایران بوده است؟ بله! نادرشاه افشار، آن فاتح بزرگ و جهانگشا، مشهد را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد. او که فتوحات بسیاری از جمله فتح هند را در کارنامه داشت، غنائم بسیاری را به مشهد آورد و دستور داد تا گنبد حرم را طلاکاری کنند. مقبره خود نادرشاه نیز که امروز در باغ موزه نادری قرار دارد، نمادی از اقتدار و اهمیت مشهد در آن دوران است. نادرشاه تلاش کرد تا مشهد را به مرکز ثقل سیاسی و نظامی منطقه تبدیل کند و تا حد زیادی هم موفق شد.
با گذشت زمان و رسیدن به دوران قاجار و پهلوی، چهره مشهد باز هم تغییر کرد. در دوران قاجار، با وجود آشفتگیهای سیاسی، توسعه حرم ادامه داشت و صحنهای جدیدی اضافه شد. اما در دوران پهلوی و به ویژه در سالهای اخیر، مشهد تغییرات ساختاری عظیمی را تجربه کرد. خیابانکشیهای مدرن (مثل خیابان تهران که بعدها به خیابان امام رضا تغییر نام داد) انجام شد تا دسترسی زائران به حرم آسانتر شود. فلکهها و میادین اطراف حرم شکل گرفتند و هتلهای مدرن سر به فلک کشیدند.
امروزه، مشهد ترکیبی پیچیده و جذاب از تمام این دورههای تاریخی است. وقتی در خیابانهایش قدم میزنی، میتوانی ردپای تاریخ را در کنار مدرنیته ببینی. از بازارهای سنتی که بوی ادویه و زعفرانشان هوش از سرت میبرد تا پاساژهای لوکس و مجللی که برندهای روز دنیا را عرضه میکنند. تاریخچه مشهد فقط روایت سنگ و آجر نیست؛ روایت مردمی است که در طول قرنها، با وجود جنگها، حملات و تغییر حکومتها، چراغ این شهر را روشن نگه داشتهاند و با مهماننوازیشان، آن را به پناهگاهی امن برای میلیونها مسافر تبدیل کردهاند. دانستن این تاریخچه به ما کمک میکند تا وقتی روبروی بناهای تاریخی مثل گنبد هارونیه یا خانه داروغه میایستیم، فقط یک ساختمان قدیمی نبینیم، بلکه صدای تاریخ را بشنویم که داستانهای هزاران ساله را در گوشمان زمزمه میکند. این تازه شروع ماجراجویی ما در شهر خورشید است.
اگر فکر میکنید مشهد فقط شهر زیارت و بازارهای سنتی است، سخت در اشتباهید! آماده باشید تا خیس شوید، فریاد بزنید و یکی از هیجانانگیزترین تجربههای عمرتان را رقم بزنید. مشهد به جرأت پایتخت پارکهای آبی خاورمیانه است. بله درست شنیدید! تمرکز و تنوع پارکهای آبی در این شهر به قدری بالاست که حتی برخی از توریستهای خارجی فقط به عشق سُر خوردن از سرسرههای غولپیکر و سقوط آزادهای وحشتناک به اینجا میآیند. شاید باورش سخت باشد که در شهری که با کویر همسایه است، چنین دنیای آبی شگفتانگیزی وجود داشته باشد، اما این جادوی مهندسی و سرمایهگذاری در مشهد است.
وقتی صحبت از پارکهای آبی مشهد میشود، انگار وارد یک لیگ رقابتی شدهاید که هر کدام سعی دارند با امکانات عجیبتر و جذابتر، گوی سبقت را از دیگری بربایند. این رقابت به نفع شماست! چون میتوانید با توجه به سلیقه، بودجه و محل اقامتتان، بهترین گزینه را انتخاب کنید. بیایید با هم شیرجه بزنیم در معرفی این غولهای آبی.
غیرممکن است ایرانی باشید و اسم "سرزمین موجهای آبی" به گوشتان نخورد باشد. اینجا اولین پارک آبی سرپوشیده ایران و یکی از بزرگترینها در خاورمیانه است. وقتی وارد این مجموعه میشوید، عظمت سرسرهها شما را میخکوب میکند. سرسره "سقوط آزاد" این پارک برای کسانی که قلب ضعیفی دارند اصلا توصیه نمیشود! تصور کنید در یک محفظه ایستادهاید و ناگهان زیر پایتان خالی میشود. این پارک فقط سرسره نیست؛ رودخانه آرام، استخر موج که حس واقعی دریا را شبیهسازی میکند و حمام ترکی، تنها بخشی از ماجراست. نکته مهم این است که این مجموعه حالا دو فاز جداگانه برای آقایان و بانوان دارد، یعنی دیگر نیازی نیست نگران روزهای زوج و فرد باشید؛ هر روز، روز شماست.
اگر دلتان برای ساحل و حمام آفتاب تنگ شده، پارک ساحلی آفتاب بهترین گزینه است. معماری این پارک به گونهای است که بزرگترین پارک آبی طبقاتی دنیا محسوب میشود. یکی از جذابترین ویژگیهای اینجا، استخر نمک اسپوتا است که خواص درمانی فوقالعادهای دارد. اما گل سرسبد ماجرا، بخش حمام آفتاب بانوان است که روی پشتبام تعبیه شده و فضایی کاملاً امن و راحت را برای برنزه شدن فراهم کرده است. اینجا علاوه بر هیجان، روی ریلکسیشن و آرامش هم تمرکز زیادی دارد. سونا ماسه آن را از دست ندهید که برای دردهای مفصلی معجزه میکند.
اگر از شلوغی و صفهای طولانی بیزارید، سرزمین موجهای خروشان با وسعت عظیمش شما را راضی میکند. اینجا ادعا دارد که بزرگترین مجموعه آبی سرپوشیده جهان است. سقفهای بلند و فضای بازِ داخلی باعث میشود اصلا احساس خفگی نکنید. زیپلاین سرپوشیده بر فراز موجها، لیزر تگ و فیش اسپا (ماهی درمانی) از امکانات جانبی جذابی هستند که شاید در پارکهای دیگر نبینید. اینجا همزمان ظرفیت پذیرش هزاران نفر آقا و خانم را در دو سالن مجزا دارد، پس برای قرارهای خانوادگی که میخواهید همزمان وارد شوید و همزمان خارج شوید، عالی است.
شاید به اندازه سه رقیب قبلی اسم در نکرده باشد، اما پارک آبی ایرانیان طرفداران خاص خودش را دارد. ویژگی بارز این پارک، سرسرههای یو (U) شکل و چاله فضاییهایش است که زاویههای تند و تیزی دارند. یکی از مزیتهای این پارک، دسترسی نسبتاً راحتتر و قیمتهای گاهی رقابتیتر آن است. اگر به دنبال موجسواری هستید، امکانات شبیهساز موجسواری در این پارک یکی از طبیعیترین حسها را به شما منتقل میکند. اینجا محیطی خودمانیتر دارد و پرسنل آن بسیار خوشبرخورد هستند.
برای اینکه بهتر بتوانید تصمیم بگیرید چرا باید حتماً یکی از این پارکها را در برنامه سفرتان بگذارید، بیایید نگاهی به ویژگیهای مشترک اما ممتاز آنها بیندازیم:
حالا که حسابی خنک شدیم، وقت آن است که لباسهای خشک بپوشیم و ببینیم مشهد دیگر چه چیزی در چنته دارد. جاهای تفریحی مشهد آنقدر متنوع هستند که اگر بخواهید همه آنها را امتحان کنید، باید حداقل یک ماه در این شهر بمانید. اینجا فقط صحبت از پارک و فضای سبز نیست؛ صحبت از تکنولوژی، ارتفاع، سرعت و ماجراجویی است. بیایید چند مورد از بهترینهایش را که حتما باید ببینید، با هم مرور کنیم.
چالیدره فقط یک منطقه تفریحی نیست، یک دهکده توریستی کامل است که روی یک سد خاکی بنا شده. تصور کنید سوار بر تلهسیژ هستید و از روی دریاچهای آرام عبور میکنید، در حالی که زیر پایتان قایقهای موتوری در حال ویراژ دادن هستند. اینجا در انتهای جاده طرقبه قرار دارد و هوایش چند درجهای از مشهد خنکتر است. اگر اهل هیجان هستید، بانجی جامپینگ چالیدره یکی از بلندترینهاست. اگر آرامش میخواهید، میتوانید قایق پدالی بگیرید و وسط دریاچه چای بنوشید. برج گردان چالیدره هم جایی است که میتوانید در ارتفاع، نوشیدنی میل کنید و کل منطقه را زیر نظر داشته باشید. اینجا جان میدهد برای عکاسی و ثبت لحظات ناب.
پارک ملت مشهد یکی از قدیمیترین و بزرگترین پارکهای شهر است، اما جواهر آن "شهربازی" است. چرا؟ چون بزرگترین چرخوفلک خاورمیانه (فانفار) در آنجا قرار دارد. وقتی به بالاترین نقطه این چرخوفلک میرسید، کل مشهد زیر پای شماست؛ از گنبد طلایی حرم گرفته تا کوههای سنگی اطراف شهر. اما فقط این نیست؛ اسکیتبورد هوایی که شما را با سرعت روی یک ریل U شکل عظیم میچرخاند، ترن هوایی و صندلی فضایی، فقط بخشی از دستگاههایی هستند که صدای جیغ و خنده را در فضای پارک طنینانداز میکنند. این شهربازی استانداردهای ایمنی بالایی دارد و محیطی فوقالعاده برای تخلیه انرژی جوانان و نوجوانان است.
اگر با کودکان سفر میکنید یا خودتان هنوز کودک درون فعالی دارید که عاشق یادگیری است، پارک علمی پروفسور بازیما یک شاهکار است. اینجا شبیه هیچ جای دیگری نیست. شما وارد دهان یک انسان غولپیکر میشوید و سفری را به درون اندامهای بدن آغاز میکنید! این پارک موضوعی، ترکیبی از زیستشناسی، زمینشناسی و نجوم را به شکلی تعاملی و بازیگونه آموزش میدهد. میتوانید سوار ماشین زمان شوید، با دایناسورها ملاقات کنید و حتی خلبانی شبیهسازی شده را تجربه کنید. اینجا تفریح و آموزش چنان در هم آمیختهاند که متوجه گذر زمان نمیشوید.
برای کسانی که میخواهند قانون جاذبه را به چالش بکشند، هلیوم پارک بهشت است. اینجا اولین پارک پرشی (Trampoline Park) در مشهد است. سالنهایی پر از تشکهای فنری که میتوانید روی آنها بپرید، بسکتبال بازی کنید، در استخر اسفنج شیرجه بزنید و دیوارهای صخرهنوردی را فتح کنید. این پارک دو سالن مجزا با تمهای "جنگل" و "اقیانوس" دارد. نکته جالب اینجاست که هلیوم پارک فقط برای بچهها نیست؛ بخش بزرگسالان آنقدر جذاب است که پدر و مادرها بیشتر از بچهها درگیر بازی میشوند. این یک ورزش فوقالعاده هم محسوب میشود که در یک ساعت، کالری زیادی میسوزانید، اما آنقدر خوش میگذرد که خستگی را حس نمیکنید.
در انتهای بلوار وکیلآباد و در دل یک پارک جنگلی عظیم، باغ وحش مشهد قرار دارد. اینجا خانه ببرها، شیرها، خرسها و گونههای نادری از حیوانات است که دیدنشان از نزدیک هیجانانگیز است. (البته توجه داشته باشید که این مکان جدا از باغ گیاهشناسی است که در بخشهای بعد مفصل به آن میپردازیم). در کنار تماشای حیوانات، موزه خزندگان هم در این مجموعه وجود دارد که دیدن مارهای پیتون و تمساحها از فاصله نزدیک، دل نترس میخواهد. فضای سبز وکیلآباد هم جان میدهد برای یک پیکنیک خانوادگی بعد از بازدید از باغ وحش.
به محض اینکه از هیاهوی شهر فاصله میگیرید و به سمت غرب مشهد حرکت میکنید، جادهای سرسبز و کوهستانی شما را به دنیایی متفاوت دعوت میکند. اینجا "طرقبه" است؛ نگین ییلاقات خراسان. طرقبه فقط یک منطقه خوش آبوهوا نیست، بلکه بخشی از هویت تفریحی و سنتی مشهد است که ریشههایی چند هزار ساله دارد. نام قدیمی آن "ترغبذ" بوده و در طول تاریخ همواره به عنوان تفرجگاهی برای مردم طوس و مشهد شناخته میشده است. اما طرقبه امروز، ترکیبی مدرن و سنتی از بازارها، رستورانها و طبیعت بکر است.
اولین چیزی که در طرقبه توجهتان را جلب میکند، درختان تنومند توت و گردو هستند که در حاشیه خیابانها صف کشیدهاند. هوای اینجا حتی در گرمترین روزهای تابستان هم خنک و دلپذیر است. وقتی وارد شهر میشوید، بوی کباب، آش رشته و بلال زغالی مشامتان را پر میکند. اما صبر کنید! عجله نکنید. طرقبه جاذبههایی دارد که باید سر فرصت کشفشان کنید.
یکی از معروفترین بخشهای طرقبه، بازار بعثت و بازارچه سنتی آن است. اینجا جایی است که میتوانید اصیلترین سوغات خراسان را پیدا کنید. از خشکبار درجه یک (آلو بخارا، گردو، توت خشک) گرفته تا صنایع دستی مثل پوستیندوزی و ارغوانبافی. سبدهای بافته شده از چوب ارغوان، هنر دست مردم همین منطقه است که در دره ارغوان رشد میکند. قدم زدن در این بازار، خودش یک تفریح کامل است؛ فروشندههایی که با روی خوش تعارفتان میکنند تا طعم لواشکهای خانگیشان را بچشید و فضای صمیمی که حس نوستالژیک بازارهای قدیمی را زنده میکند.
اگر اهل شکمگردی هستید، طرقبه بهشت شماست. غذای سنتی و مخصوص طرقبه "دیزی سنگی" و "شیشلیک" است (هرچند شیشلیک بیشتر با نام شاندیز گره خورده، اما طرقبه هم در این زمینه مدعی است!). اما چیزی که نباید از دست بدهید، "آش رشته" و "فسنجان"های معروف باغرستورانهای اینجاست. تصور کنید روی تختهای سنتی در کنار رودخانه نشستهاید، صدای جریان آب گوشتان را نوازش میدهد و یک کاسه آش داغ با کشک فراوان جلویتان میگذارند. رستورانهای طرقبه اغلب به صورت باغهای پلکانی طراحی شدهاند و فضای سبز بسیار زیبایی دارند.
اما طبیعت طرقبه فقط به رستورانها ختم نمیشود. "دره ارغوان" که کمی بالاتر از شهر قرار دارد، در فصل بهار (بهویژه اردیبهشت) یک پارچه ارغوانی میشود. درختچههای ارغوان که تمام دره را میپوشانند، منظرهای رویایی خلق میکنند که برای عکاسی بینظیر است. همچنین رودخانه "پنج دره" و سد طرقبه مکانهایی عالی برای اتراق کردن و لذت بردن از سکوت طبیعت هستند. اگر هم به دنبال کمی هیجان بیشتر هستید، پیست اتومبیلرانی و کارتینگ طرقبه آماده است تا مهارت رانندگیتان را به چالش بکشد.
اگر طرقبه را پادشاه ییلاقات بنامیم، شاندیز قطعا ملکه آن است؛ اما با طعمی متفاوت و لوکستر. شاندیز کمی دورتر از طرقبه و در منطقهای درهای با رودخانههای پرآب قرار دارد. نام شاندیز از "شاهدژ" یا "شاهدیز" گرفته شده که نشان از قدمت و استحکام قلعههای باستانی این منطقه دارد. اما امروز، شاندیز در کل ایران و حتی جهان با یک کلمه شناخته میشود: "شیشلیک".
شاندیز پایتخت کباب شیشلیک جهان است. اینجا جایی است که دندههای گوسفندی با مهارتی خاص طعمدار و کباب میشوند که نظیرش را هیچ کجای دیگر پیدا نخواهید کرد. رستورانهای شاندیز اغلب بسیار بزرگ، مجلل و با ظرفیتهای چند هزار نفری هستند. معروفترین رستورانهای ایران مثل پدیده شاندیز، ارم و ماهان در این منطقه قرار دارند. ورود به این رستورانها آداب خودش را دارد؛ دیسهای بزرگ برنج زعفرانی با تهدیگهای طلایی، کره محلی و سیخهای شیشلیک که هنوز جلز و ولز میکنند. کیفیت گوشت در شاندیز حرف اول را میزند و رقابت بین رستورانها باعث شده تا استاندارد غذا در اینجا بسیار بالا بماند.
اما شاندیز فقط غذا نیست. طبیعت شاندیز کمی وحشیتر و درههایش عمیقتر از طرقبه است. رودخانههایی که از دامنههای بینالود سرچشمه میگیرند، از دل شاندیز عبور میکنند و باعث شدهاند که درختان چنار و سپیدار سر به فلک کشیده در حاشیه رودخانهها رشد کنند. پارک جنگلی شاندیز با وسعت زیاد، مکانی عالی برای کمپینگ و گذراندن روز طبیعت است. هوای اینجا به دلیل وجود آب فراوان، بسیار لطیف و اکسیژندار است.
یکی از جاذبههای مدرن و دیدنی این منطقه، مجموعه توریستی "پدیده شاندیز" است. این مجموعه عظیم شامل مرکز خرید، شهربازی سرپوشیده، پیست پاتیناژ (اسکی روی یخ) و باغ گلهاست. معماری خاص این مجموعه و المانهای نمادین آن، چهره شاندیز را تغییر داده و آن را به یک مقصد گردشگری بینالمللی تبدیل کرده است. در اینجا میتوانید بعد از صرف یک ناهار مفصل، ساعتها در مرکز خرید قدم بزنید یا بچهها را به شهربازی ببرید.
روستای "ابرده" و "زشک" که در ادامه مسیر شاندیز قرار دارند، برای کسانی که میخواهند از محیطهای تجاری فاصله بگیرند و طبیعت بکرتری را تجربه کنند، پیشنهاد میشود. زشک در انتهای دره قرار دارد و سرچشمه رودخانههای منطقه است. در زشک میتوانید باغهای گیلاس و آلبالو را ببینید که در فصل تابستان میوههایشان از دیوار باغها آویزان شده است. مسیر کوهنوردی زشک به سمت قله شیرباد (بام خراسان) هم از همینجا شروع میشود که کوهنوردان حرفهای را به خود جذب میکند.
تفاوت اصلی شاندیز و طرقبه در چیست؟ اگر محیطی دنجتر، سنتیتر و بازارهای محلی را دوست دارید، طرقبه انتخاب شماست. اما اگر به دنبال رستورانهای لوکس، فضاهای وسیع و غذای گوشتی اعیانی هستید، شاندیز را انتخاب کنید. البته پیشنهاد من؟ هر دو را بروید! چون هر کدام حس و حال و خاطره خاص خودش را دارد. شبهای شاندیز و طرقبه هم داستان دیگری است؛ چراغانیهای زیبا، خنکی هوا و شور و شوق مردمی که تا پاسی از شب بیدارند، انرژی عجیبی به شما میدهد.
حالا که از ییلاقات طرقبه و شاندیز برگشتیم، بیایید به دل شهر مشهد برویم؛ جایی که طبیعت و تاریخ با هم گره خوردهاند. "کوهسنگی" پس از پارک ملت، دومین پارک بزرگ مشهد و محبوبترین تفرجگاه سنتی این شهر است. اما چرا کوهسنگی؟ چون دو کوه سنگی کلهقندی شکل در این منطقه وجود دارد که نماد این پارک هستند. اینجا فقط یک پارک معمولی نیست؛ اینجا جایی است که تاجگذاری شاه عباس صفوی در آن انجام شده و قدمتی طولانی دارد. اگر میخواهید سفری بیدغدغه و برنامهریزی شده به مشهد داشته باشید تا تمام این جاذبهها را ببینید، پیشنهاد میکنیم حتماً قبل از سفر با یک آژانس هواپیمایی در مشهد مشورت کنید تا بهترین تورها و هتلها را برایتان رزرو کنند.
زیبایی کوهسنگی در تلفیق سه عنصر آب، سنگ و نور است. وقتی وارد پارک میشوید، استخر بزرگ و فوارههای رقصان آن به شما خوشآمد میگویند. انعکاس کوهها در آب استخر، بهخصوص در شب که نورپردازیهای پارک روشن میشود، منظرهای جادویی میسازد. یکی از تفریحات اصلی مردم مشهد در کوهسنگی، بالا رفتن از این کوههاست. نگران نباشید! مسیر پلکانی سنگی و همواری (که به مسیر سلامت معروف است) تا بالای کوه کشیده شده است. بالا رفتن از این پلهها شاید کمی نفسگیر باشد، اما وقتی به قله میرسید و شهر مشهد را زیر پای خود میبینید، تمام خستگی از تنتان در میرود. منظره گنبد و بارگاه امام رضا (ع) از بالای کوهسنگی، تصویری است که هرگز فراموش نخواهید کرد.
در دل این مجموعه، "موزه بزرگ خراسان" خودنمایی میکند. ساختمانی با معماری مدرن اما الهام گرفته از "کاخ خورشید" کلات نادر، که گنجینهای از تاریخ و تمدن خراسان را در خود جای داده است. اگر به تاریخ علاقه دارید، بازدید از این موزه را در اولویت قرار دهید. در اطراف استخر اصلی، کالسکهسوارانی را میبینید که گردشگران را دور پارک میچرخانند و صدای سم اسبها روی سنگفرشها، حس نوستالژیک عجیبی ایجاد میکند. همچنین بازارچههای صنایع دستی و غرفههای فروش بستنی و تنقلات در جایجای پارک وجود دارد. دیزیسراهای سنتی کوهسنگی هم شهرت خاصی دارند؛ خوردن یک دیزی سنگی داغ در پای کوه سنگی، لذتی است که باید حتما تجربه کنید.
کوهسنگی در هر فصلی زیبایی خودش را دارد. در بهار پر از گلهای لاله است، در تابستان شبهای خنکی دارد، در پاییز درختان چنار آن هزاررنگ میشوند و در زمستان اگر برف ببارد، کوهها یکپارچه سفیدپوش میشوند. اینجا مکانی است که پیر و جوان، خانواده و مجرد، همه در کنار هم از آرامش محیط لذت میبرند. فضای سبز گسترده در پشت کوهها و بخشهای جدیدی که به پارک اضافه شده (مثل دریاچه مصنوعی)، ظرفیت پذیرش جمعیت زیادی را دارد و حتی در شلوغترین روزهای تعطیل هم میتوانید گوشهای دنج برای نشستن پیدا کنید.
حدود ۲۰ کیلومتر که از مشهد به سمت شمال (جاده قوچان) بروید، به شهر تاریخی "طوس" میرسید. اینجا خاکی است که بزرگمرد ادبیات پارسی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، در آن آرمیده است. آرامگاه فردوسی تنها یک مقبره نیست؛ بلکه نماد هویت ملی و زبان فارسی است. وقتی وارد باغ آرامگاه میشوید، عظمت بنای مقبره که از سنگ مرمر سفید ساخته شده، شما را مبهوت میکند. معماری این بنا، شاهکاری از هوشنگ سیحون است که با الهام از آرامگاه کوروش کبیر و ستونهای تخت جمشید طراحی شده تا پیوندی میان ایران باستان و ایران پس از اسلام ایجاد کند.
بنای آرامگاه مکعبی است که روی سکویی قرار گرفته و دورتادور آن با اشعار شاهنامه و نقشبرجستههایی از داستانهای حماسی تزئین شده است. اما مزار اصلی فردوسی در زیرزمین این بنا قرار دارد. وقتی از پلهها پایین میروید، فضایی عرفانی و سنگین حاکم میشود. نقشبرجستههای روی دیوارهای زیرزمین، روایتگر داستانهای رستم و سهراب، جنگهای ایران و توران و دلاوریهای پهلوانان ایرانی است. اینجا جایی است که ناخودآگاه سکوت میکنید و به احترام مردی که سی سال رنج برد تا "عجم زنده کرد بدین پارسی"، سر تعظیم فرود میآورید.
در محوطه باغ آرامگاه، تندیسی باشکوه از فردوسی قرار دارد که نگاهی عمیق و متفکرانه به افق دوخته است. این باغ بسیار باصفا و سرسبز است و قدم زدن در آن، حال و هوای ادبی و شاعرانهای دارد. علاوه بر مقبره فردوسی، در گوشهای از این باغ، مزار "مهدی اخوان ثالث"، شاعر پرآوازه معاصر خراسانی (م. امید) نیز قرار دارد. تندیس نیمتنه او بر سر مزارش، میعادگاه عاشقان شعر نو است که میآیند تا فاتحهای بخوانند و شعری زمزمه کنند.
در ضلع دیگر باغ، "موزه طوس" قرار دارد که آثار باستانی کشف شده از دشت طوس، شامل ابزارهای جنگی قدیمی، ظروف سفالی و نسخههای خطی شاهنامه را به نمایش گذاشته است. دیدن این اشیاء به شما کمک میکند تا درک بهتری از دورانی که فردوسی در آن میزیسته، پیدا کنید. همچنین بنای تاریخی "گنبد هارونیه" که تنها اثر باقیمانده از شهر قدیم طوس است، در نزدیکی آرامگاه قرار دارد. این بنای آجری عظیم که کاربری دقیقش هنوز در هالهای از ابهام است (برخی آن را خانقاه و برخی مدرسه میدانند)، با معماری خاص خود، شکوه گذشته طوس را یادآوری میکند.
بازدید از آرامگاه فردوسی معمولاً یک نیمروز زمان میبرد، اما ارزش هر لحظهاش را دارد. اینجا فقط یک مکان دیدنی نیست؛ یک کلاس درس تاریخ و ادبیات است. فضایی که در آن غرور ملی موج میزند. بسیاری از گردشگران خارجی که به ادبیات علاقهمندند، تنها به شوق دیدن این مکان به ایران سفر میکنند. امکانات رفاهی مانند رستوران، چایخانه سنتی و فروشگاه محصولات فرهنگی (کتاب و صنایع دستی) نیز در مجموعه وجود دارد تا بازدیدکنندگان در رفاه کامل باشند. اگر اهل هنر هستید، گاهی در آمفیتئاتر مجموعه، برنامههای نقالی و شاهنامهخوانی اجرا میشود که شنیدن داستانهای حماسی با نوای گرم نقالان، مو به تن آدم سیخ میکند.
اگر انتهای بلوار وکیلآباد را تا آخر بروید، درست جایی که شهر تمام میشود و جادههای ییلاقی آغاز میشوند، به یکی از قدیمیترین و محبوبترین تفرجگاههای مشهد میرسید: "پارک جنگلی وکیل آباد". این باغ عظیم که بیش از ۷۰ هکتار وسعت دارد، در واقع بخشی از موقوفات "حاج حسین ملک"، بزرگمرد نیکوکار ایرانی است که آن را وقف استفاده عموم مردم کرد. وکیلآباد برخلاف پارکهای مصنوعی و مدرن، حسی از طبیعت بکر و دستنخورده را به شما منتقل میکند.
ویژگی بارز باغ وکیلآباد، رودخانه فصلی و قناتهای قدیمی است که از دل آن میگذرند. هرچند در سالهای اخیر به دلیل خشکسالی آب رودخانه کمتر شده، اما هنوز هم صدای جریان آب در جویهای سنگی و خنکی حاصل از آن، روحنواز است. درختان این پارک اغلب کاج، چنار و تبریزیهای کهنسال و سربه فلک کشیدهای هستند که سایهای خنک و دائمی را بر سر عابران میاندازند. شهرداری مشهد در سالهای اخیر با بازسازی بستر رودخانه و مسیرهای پیادهروی با استفاده از مصالح طبیعی (سنگ و چوب)، زیبایی این پارک را دوچندان کرده است، بدون اینکه به بافت طبیعی آن آسیب بزند.
وکیلآباد مکانی ایدهآل برای پیکنیکهای خانوادگی است. آلاچیقهای متعدد، سکوهای نشستن و امکانات کبابدرستکردن، همه چیز را برای یک روز تعطیل فراهم کردهاند. اما جذابیتهای وکیلآباد به همینجا ختم نمیشود. دقیقاً در مجاورت این پارک، "باغ وحش وکیل آباد" قرار دارد که تنها باغوحش مشهد است. در این باغوحش میتوانید گونههای مختلفی از حیوانات شامل شیر، ببر (از جمله ببر بنگال)، خرس، میمون و انواع پرندگان شکاری را از نزدیک ببینید. ترکیب بازدید از پارک جنگلی و باغوحش، میتواند یک برنامه یکروزه عالی، بهویژه برای خانوادههایی که فرزند کوچک دارند، باشد.
دسترسی به وکیلآباد یکی از بزرگترین مزیتهای آن است. خط یک قطار شهری مشهد (مترو) دقیقاً در ورودی این پارک ایستگاه دارد. این یعنی شما میتوانید از هر کجای شهر، بدون دغدغه ترافیک و جای پارک، خودتان را ارزان و سریع به این بهشت سبز برسانید. پاییزهای وکیلآباد، با فرش زرد و نارنجی برگها، یکی از رمانتیکترین مناظر مشهد را برای عکاسی خلق میکند.
از بافت جنگلی و سنتی وکیلآباد که بگذریم، به یکی از جدیدترین و زیباترین جاذبههای طبیعی مشهد میرسیم: "باغ گیاه شناسی مشهد". این مجموعه ۲۵ هکتاری که در بلوار جمهوری اسلامی قرار دارد، فقط یک پارک معمولی نیست؛ بلکه یک موزه زنده از گیاهان و گلهای سراسر ایران و جهان است. اگر عاشق گل و گیاه هستید، اینجا قطعهای از بهشت روی زمین برای شماست. طراحی این باغ به شکلی است که وقتی از بالا به آن نگاه کنید، الگویی شبیه به یک میوه یا گل بزرگ را تداعی میکند.
باغ گیاهشناسی به بخشهای مختلفی تقسیم شده که هر کدام ویژگی خاص خود را دارند. "باغ رز" با صدها گونه رز رنگارنگ و معطر، "باغ صخرهای" با گیاهان کوهستانی و آبشارهای مصنوعی، "باغ میوههای بومی ایران" که درختان میوه مناطق مختلف کشور را در خود جای داده و "کلکسیون گیاهان دارویی"، تنها بخشی از دیدنیهای این مجموعه هستند. قدم زدن در میان این بخشها، مثل سفر کردن به اقلیمهای مختلف در عرض چند ساعت است. راهنماهای تابلوگذاری شده در کنار گیاهان، اطلاعات علمی مفیدی درباره نام و خواص آنها به شما میدهند که جنبه آموزشی بازدید را پررنگ میکند.
یکی از هیجانانگیزترین بخشهای باغ گیاهشناسی برای کودکان و نوجوانان، "پارک ژوراسیک" یا دهکده دایناسورهاست. در این بخش، ماکتهای غولپیکر و متحرک دایناسورها در ابعاد واقعی ساخته شدهاند که سر و صدا هم تولید میکنند! تصور کنید در میان درختان قدم میزنید و ناگهان با یک تیرانوسوروس رکس مواجه میشوید. این ترکیب طبیعت و هیجان، فضایی منحصر به فرد ایجاد کرده است. همچنین دهکده اقوام و سالنهای همایش از دیگر بخشهای این مجموعه هستند.
باغ گیاهشناسی در هر فصل جشنوارههای خاصی برگزار میکند. معروفترین آن، "جشنواره گلهای داوودی" است که معمولاً در فصل پاییز برگزار میشود. در این جشنواره، میلیونها شاخه گل داوودی در رنگها و طرحهای مختلف به نمایش گذاشته میشوند و منظرهای خیرهکننده ایجاد میکنند که گردشگران زیادی را از شهرهای دیگر به مشهد میکشاند. برخلاف پارکهای عمومی که ورودی رایگان دارند، برای ورود به این مجموعه باید بلیط تهیه کنید، اما تنوع و زیبایی گیاهان موجود در آن، ارزش این هزینه را دارد.
برای اینکه بهتر تصمیم بگیرید کدامیک از این دو جاذبه طبیعی مناسب سلیقه و زمان شماست، در جدول زیر ویژگیهای کلیدی آنها را با هم مقایسه کردهایم:
همانطور که میبینید، هر دو مکان فرصتی عالی برای فرار از شلوغی شهر هستند، اما با حال و هوایی کاملاً متفاوت. اگر به دنبال فضایی دنج برای نشستن و چای نوشیدن هستید، وکیلآباد را انتخاب کنید و اگر به دنبال کشف گونههای گیاهی جدید و عکسهای اینستاگرامی زیبا هستید، باغ گیاهشناسی مقصد شماست.
در میان کوچهپسکوچههای قدیمی اطراف حرم امام رضا (ع)، گنجینهای پنهان شده است که شما را مستقیماً به دوران قاجار پرتاب میکند. "خانه داروغه" یکی از زیباترین خانههای تاریخی مشهد است که به دستور یوسفخان هراتی، آخرین داروغه (رئیس شهربانی) شهر، ساخته شده است. اگر قصد دارید چند روزی در مشهد بمانید و فرصت کافی برای دیدن این خانه زیبا و سایر جاذبهها داشته باشید، میتوانید با رزرو هتل در مشهد نزدیک به بافت تاریخی، دسترسی خود را به این مکانها آسانتر کنید.
معماری خانه داروغه منحصر به فرد است؛ چرا که تلفیقی از معماری سنتی ایرانی و معماری روسی است. این خانه اولین جایی در مشهد بود که شومینه و حمام اختصاصی داشت! وقتی وارد حیاط میشوید، حوض آبی رنگ وسط حیاط و ایوانهای بلند با ستونهای چوبی و گچبریهای ظریف، نفستان را بند میآورد. پلههای دوطرفه که به ایوان اصلی میرسند، یادآور عمارتهای اشرافی فیلمهای قدیمی هستند. رنگهای به کار رفته در پنجرههای ارسی و شیشههای رنگی، وقتی نور خورشید به آنها میتابد، رقص نوری تماشایی در اتاقها به راه میاندازند.
این خانه شاهنشینهای زمستانی و تابستانی دارد. بخش زمستاننشین در ضلع آفتابگیر قرار دارد و با بخاریهای دیواری گرم میشده و بخش تابستاننشین پشت به آفتاب است و با بادگیرهای هوشمندانه خنک میمانده. مرمت این بنا در سالهای اخیر به قدری استادانه انجام شده که جایزه یونسکو را برای حفظ میراث فرهنگی دریافت کرده است. اینجا مکانی عالی برای عکاسی است؛ هر گوشه از این خانه، از کاشیکاریهای هفترنگ گرفته تا سقفهای چوبی منبتکاری شده، یک قاب هنری کامل است. علاوه بر زیبایی، وجود قهوهخانهای کوچک در حیاط که چای و شربت سنتی سرو میکند، خستگی پیادهروی در بافت قدیمی شهر را از تنتان بیرون میکند.
کمی آنطرفتر، در چهارراه شهدا و در نزدیکی حرم مطهر، بنایی سنگی و ابهتبرانگیز قرار دارد که یادآور یکی از مقتدرترین پادشاهان ایران است: "باغ موزه نادری". اینجا آرامگاه نادرشاه افشار، معروف به ناپلئون شرق است. اولین چیزی که توجه شما را جلب میکند، مجسمه عظیم برنزی نادرشاه سوار بر اسب است که تبرزینی در دست دارد و سه سرباز پیاده او را همراهی میکنند. این مجسمه شاهکار دستان هنرمند ابوالحسن صدیقی است که در ایتالیا ریختهگری شده و به ایران آورده شده است.
معماری بنای آرامگاه بر اساس دو شکل هندسی اصلی طراحی شده: مربع و مثلث. سنگهای خشن گرانیتی که در ساخت بنا استفاده شده، نمادی از صلابت و قدرتمندی نادرشاه و همچنین کوهستانی بودن زادگاه اوست. در داخل ساختمان اصلی، دو تالار موزه وجود دارد. تالار اول به نمایش انواع سلاحهای دوره افشاریه، لباسهای رزم، زره و کلاهخودهای جنگی اختصاص دارد. دیدن شمشیرهای مرصعنشان و تپانچههای قدیمی، حس و حال جنگهای آن دوران را زنده میکند.
تالار دوم موزه به تاریخ و سکههای آن دوره میپردازد. اما شاید جذابترین بخش برای بسیاری، همان محوطه باغ و فضای سبز اطراف مقبره باشد. درختان قدیمی و فضای باز باغ، کنتراست جالبی با شلوغی خیابانهای اطراف حرم ایجاد کرده است. در گوشهای از باغ، لوله توپ جنگی بزرگی قرار دارد که گفته میشود غنیمت جنگی نادر از متجاوزان پرتغالی است. بازدید از باغ نادری زمان زیادی نمیگیرد (حدود یک ساعت)، اما به دلیل نزدیکی به حرم و بازارهای مرکزی، به راحتی میتوانید آن را در برنامه پیادهروی خود بگنجانید.
درست در کنار خروجی ضلع غربی حرم مطهر، یکی از قدیمیترین و بزرگترین حمامهای ایرانی قرار دارد که اکنون تبدیل به "موزه مردمشناسی مشهد" شده است. حمام مهدی قلی بیک که قدمتش به دوره صفویه میرسد، شاهکاری از معماری حمامهای ایرانی است. سقف گنبدی این حمام با نقاشیهای دیواری خیرهکنندهای تزئین شده که داستانهای شاهنامه، افسانههای عامیانه و زندگی روزمره مردم قدیم را به تصویر میکشد. لایههای مختلف نقاشی که در دورههای تاریخی مختلف روی هم کشیده شدهاند، در جریان مرمت آشکار شده و تاریخ زنده این بنا را نشان میدهند.
وقتی وارد سربینه (رختکن) حمام میشوید، حوض سنگی بزرگی در وسط قرار دارد و دورتادور آن سکوهایی برای نشستن است. در غرفههای مختلف این موزه، اشیاء و ابزارهای قدیمی مربوط به حمام کردن (مثل سنگپا، روشی، لگنهای مسی و...) و همچنین پوشاک و لوازم زندگی مردم قدیم مشهد به نمایش گذاشته شده است. سیستم گرمایش از کف این حمام که قرنها پیش با مهندسی دقیقی طراحی شده بود، هنوز هم باعث شگفتی بازدیدکنندگان میشود. فضای خنک و آرامشبخش داخل حمام، بهویژه در روزهای گرم تابستان، پناهگاهی دلپذیر است و شما را با سبک زندگی نیاکانمان آشنا میکند.
سفر ما در این مقاله از قلب معنوی ایران، یعنی حرم مطهر امام رضا (ع)، آغاز شد و در کوچهپسکوچههای تاریخ، دامنههای سرسبز ییلاقات، هیاهوی پارکهای آبی مدرن و آرامش باغهای گیاهشناسی ادامه یافت. هدف از این سفر مجازی، نشان دادن چهرهای چندبعدی از مشهد بود؛ شهری که اغلب تنها با جنبه زیارتیاش شناخته میشود، اما در حقیقت، گنجینهای غنی از جاذبههای تاریخی، فرهنگی، طبیعی و تفریحی را در سینه خود پنهان کرده است.
دیدیم که چگونه میتوان یک روز را با زیارت و کسب آرامش معنوی آغاز کرد، ظهر را در رستورانهای سنتی طرقبه یا شاندیز به صرف شیشلیک گذراند، عصر را به گشت و گذار در باغ نادری و کشف تاریخ افشاریه اختصاص داد و شب را با هیجان سرسرههای غولپیکر در یکی از بزرگترین پارکهای آبی خاورمیانه به پایان رساند. مشهد به راستی شهری است که میتواند برای هر عضو خانواده، با هر سن و سلیقهای، خاطرهای به یاد ماندنی بسازد.
از آرامگاه فردوسی در توس که هویت پارسی را فریاد میزند تا خانه داروغه که معماری قاجاری و روسی را در هم میآمیزد، از پارک جنگلی وکیلآباد که ریههای تنفسی شهر است تا باغ گیاهشناسی که کلکسیونی از زیباییهای طبیعت را به نمایش میگذارد، همه و همه نشان میدهند که مشهد فراتر از یک مقصد مذهبی، یک کلانشهر توریستی کامل با زیرساختهای قوی است. این شهر، با تلفیق سنت و مدرنیته، تاریخ و تفریح، معنویت و طبیعت، پکیج کاملی از سفر را به شما هدیه میدهد که کمتر شهری در ایران قادر به ارائه آن است. امیدواریم این راهنمای جامع، چراغ راه شما در کشف زیباییهای بیپایان پایتخت معنوی ایران باشد.
در این بخش به برخی از پرتکرارترین سوالاتی که ممکن است قبل یا حین سفر به مشهد برایتان پیش بیاید، پاسخ میدهیم.
برای جاذبههای شهری مانند کوهسنگی، باغ وکیلآباد و مراکز تفریحی، ساعات عصر تا شب بهترین زمان بازدید است؛ هم هوا خنکتر است و هم فضا زندهتر و دلنشینتر میشود. اما برای مکانهای تاریخی مثل آرامگاه فردوسی، ساعات صبح انتخاب مناسبتری هستند تا با آرامش بیشتری بازدید کنید.
بسیاری از جاذبههای مشهد مانند پارکها، ییلاقات و فضاهای شهری رایگان یا کمهزینه هستند. هزینه اصلی معمولاً مربوط به پارکهای آبی، شهربازیها و برخی مجموعههای تفریحی مدرن است که البته در برابر امکاناتی که ارائه میدهند، ارزش پرداخت دارند.
اگر برای اولینبار به مشهد سفر میکنید، پیشنهاد میشود بازدید از حرم مطهر امام رضا (ع)، کوهسنگی، طرقبه یا شاندیز، آرامگاه فردوسی و یکی از پارکهای آبی را در اولویت قرار دهید. این ترکیب، تجربهای کامل از فضای معنوی، طبیعی و تفریحی شهر به شما میدهد.
بله، بسیاری از مکانهای تفریحی و گردشگری مشهد در شب جلوهای متفاوت و بسیار جذاب دارند. نورپردازی پارکها، رستورانهای طرقبه و شاندیز، خیابانهای اطراف حرم و مجموعههایی مانند کوهسنگی، شبهای مشهد را به یکی از خاطرهانگیزترین بخشهای سفر تبدیل میکنند.
برای مسیرهای نزدیک مانند طرقبه، شاندیز و وکیلآباد، تاکسیهای اینترنتی یا خودرو شخصی گزینههای مناسبی هستند. اما برای بازدید از مکانهایی مانند آرامگاه فردوسی یا جاذبههای خارج از شهر، استفاده از تورهای نیمروزه میتواند راحتتر و بدون دردسر باشد.
از همین دسته بخوانید