لطفا منتظر بمانید
لحظه پرواز
Lahzeh Parvaz
سلام به تو دوست عزیز که عاشق سفر و ماجراجویی هستی. حتماً برایت پیش آمده که دلت بخواهد از هیاهوی زندگی شهری، ترافیکهای کلافهکننده و روزمرگیهای خستهکننده فرار کنی و به جایی پناه ببری که تنها صدای شنیده شده، نوای آرامشبخش امواج دریا باشد. جایی که آبی آسمان به آبی دریا گره میخورد و شنهای نقرهای زیر پاهایت، حس ناب طبیعت را به وجودت تزریق میکنند. بله، درست حدس زدی؛ ما داریم درباره جزیره زیبای کیش صحبت میکنیم. نگینی درخشان در دل خلیج فارس که نهتنها یک مقصد گردشگری، بلکه یک تجربه زندگی متفاوت است. وقتی صحبت از سفر به جنوب ایران میشود، اولین گزینهای که ذهن همه ما را درگیر میکند، همین جزیره بیضیشکل و دوستداشتنی است. اما آیا تا به حال فکر کردهای که چرا این جزیره تا این حد محبوب است؟ شاید فکر کنی همه چیز در پاساژها و خریدهای لوکس خلاصه میشود، اما سخت در اشتباهی. دنیایی از شگفتیها در انتظار توست که شاید حتی روحت هم از آنها خبر نداشته باشد. اگر اهل شبگردی هستی و میخواهی بدانی وقتی خورشید غروب میکند این جزیره چه شکلی به خود میگیرد، پیشنهاد میکنم حتماً نگاهی به لیست مکان های دیدنی کیش در شب بیندازی تا بدانی شبهای این جزیره دست کمی از روزهای آفتابیاش ندارد. ما در این مقاله قرار است با هم سفری طولانی و پرماجرا را آغاز کنیم؛ سفری که در آن نه خبری از کلمات سخت و پیچیده است و نه توضیحات خشک و رسمی. قرار است مثل دو دوست صمیمی دست در دست هم، کوچه به کوچه و ساحل به ساحل این جزیره را بگردیم و رازهایی را کشف کنیم که شاید در کمتر جایی خوانده باشی. پس کمربندت را ببند، یک لیوان چای یا قهوه برای خودت بریز و آماده باش تا در این سفر مجازی، حسابی شگفتزده شوی.
وقتی پایت را روی خاک گرم کیش میگذاری، انگار زمان متوقف میشود. اکسیژن اینجا خالصتر است و نسیمی که از سمت دریا میوزد، بوی زندگی میدهد. اما سفر به کیش فقط تماشای دریا نیست؛ اینجا ترکیبی عجیب و مسحورکننده از تاریخ کهن، طبیعت بکر و مدرنیته لوکس است. شاید برایت جالب باشد بدانی که در همین جزیرهای که امروز پر از ماشینهای مدل بالا و هتلهای پنجستاره است، روزگاری تمدنهای عظیمی زندگی میکردهاند و بازرگانان مروارید، گنجینههای دریا را صید میکردند. ما قرار است در این متن طولانی اما شیرین، از اعماق زمین تا نوک برجها، از دل تاریخ تا قلب تفریحات هیجانانگیز را با هم مرور کنیم. هدف ما این نیست که فقط یک لیست جلوی رویت بگذاریم؛ ما میخواهیم کاری کنیم که وقتی این متن را خواندی، احساس کنی همین الان در کیش هستی، صدای مرغان دریایی را میشنوی و طعم ماهی کبابی جنوب زیر دندانت است. ما میخواهیم بهترین، کاملترین و جذابترین راهنمای ممکن را در اختیارت بگذاریم تا در سفر بعدیات، مثل یک راهنمای تور حرفهای عمل کنی و هیچ نقطهای از دیدت پنهان نماند. پس با من همراه باش تا برگ برگِ دفتر خاطرات این جزیره رویایی را ورق بزنیم.
وقتی به خیابانهای تمیز و ساختمانهای شیک کیش نگاه میکنی، شاید باورت نشود که این خاک چه قصههای دراز و پرپیچوخمی را در سینه خود پنهان کرده است. تاریخچه کیش، داستان یک شبه یا یک دهه نیست؛ صحبت از هزاران سال تمدن، تجارت و فراز و نشیب است. بیایید با هم ماشین زمان را روشن کنیم و به قرنها پیش برگردیم، به روزگاری که هنوز خبری از هواپیما و کشتیهای کروز نبود و این جزیره، پناهگاه دریانوردان و مرکز صید مرواریدهای ارزشمند بود. نام کیش در طول تاریخ بارها تغییر کرده است؛ از "قیس" گرفته تا نامهای باستانی دیگر که در کتیبههای آشوری و ایلامی دیده شده است. این نشان میدهد که کیش همواره استراتژیک و مهم بوده است. موقعیت جغرافیایی این جزیره در میان آبهای نیلگون خلیج فارس باعث شده بود تا از دیرباز به عنوان ایستگاه مبادله کالا بین تمدنهای بینالنهرین، هند و ایران مورد توجه قرار گیرد. تصور کن کشتیهای چوبی بزرگ با بادبانهای برافراشته که صندوقهایی پر از ادویه، پارچه و جواهرات را در بنادر قدیمی این جزیره جابهجا میکردند.
ریشههای تاریخی کیش به دوران هخامنشیان بازمیگردد. در آن زمان، خلیج فارس یکی از مهمترین آبراههای جهان بود و داریوش بزرگ، پادشاه مقتدر هخامنشی، نیروی دریایی قدرتمندی را برای کنترل این منطقه ایجاد کرده بود. گفته میشود که در آن دوران، کیش یکی از مراکز اصلی صید مروارید در جهان بوده است. مرواریدهای کیش آنقدر شهرت داشتند که آوازهشان تا دربار پادشاهان روم و چین هم رسیده بود. مارکوپولو، جهانگرد مشهور ونیزی، در سفرنامهاش از مرواریدهای بینظیر این منطقه و گردنبند مرواریدی که همسر امپراتور چین بر گردن داشته، یاد کرده است. این یعنی کیش ما، از قدیمالایام برندی جهانی بوده است! تصور کن غواصان باستانی را که بدون هیچ کپسول اکسیژنی، نفس را در سینه حبس میکردند و به امید یافتن صدفی ارزشمند به اعماق تاریک دریا میرفتند. این بخشی از هویت و تاریخچه کیش است که نباید در لابلای زرق و برق پاساژها گم شود.
با ورود اسلام و در قرون میانی، کیش به اوج شکوه تجاری خود رسید. به خصوص در دوره حکومت ملوک بنیقیصر، این جزیره به رقیبی جدی برای سیراف و هرمز تبدیل شد. حاکمان محلی با درایت و هوشمندی، امنیت را در دریا برقرار کردند و همین باعث شد تا تجار از سراسر دنیا به سمت این جزیره سرازیر شوند. آثار باقیمانده از شهر تاریخی حریره که در ادامه حتماً به آن اشاره خواهیم کرد، گواهی بر این مدعاست که کیش در قرنهای ۵ تا ۱۰ هجری قمری، شهری آباد، پررونق و ثروتمند بوده است. خانههای بزرگ با معماری خاص، سیستمهای آبرسانی پیشرفته و اسکلههای سنگی، همگی نشان میدهند که اجداد ما در این جزیره چه زندگی متمدنانهای داشتهاند. اما تاریخ همیشه روی خوش نشان نمیدهد؛ با تغییر مسیرهای تجاری و ظهور قدرتهای استعماری، کیش کمکم از رونق افتاد و برای مدتی طولانی به انزوا رفت.
یکی از فصلهای تلخ اما مهم تاریخچه کیش، دوران حضور پرتغالیها در خلیج فارس است. در قرن ۱۶ میلادی، پرتغالیها که به دنبال تسلط بر مسیرهای ادویه بودند، بسیاری از جزایر خلیج فارس از جمله هرمز و کیش را تصرف کردند. آنها قلعههای نظامی ساختند و توپهای جنگی خود را به سمت دریا نشانه رفتند. اگرچه حضور بیگانگان برای مردم بومی سخت و دردناک بود، اما این دوره باعث شکلگیری بخشی از میراث تاریخی جزیره شد که امروز هم میتوانیم نشانههایی از آن را ببینیم. مبارزات دلیرانه مردم جنوب و فرماندهان ایرانی در دوران صفویه، در نهایت منجر به اخراج پرتغالیها و بازپسگیری این خاک عزیز شد. این پیروزیها نشان از غیرت و شجاعت کسانی دارد که هرگز اجازه ندادند مروارید خلیج فارس در دستان بیگانگان باقی بماند.
اما داستان کیش امروزی از دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی شروع میشود. در سال ۱۳۴۹، هیاتی از کارشناسان ایرانی و آمریکایی به جزیره آمدند و پتانسیلهای توریستی آن را بررسی کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که کیش با سواحل مرجانی بینظیر، آبهای شفاف و طبیعت بکرش، میتواند به یکی از قطبهای گردشگری بینالمللی تبدیل شود. از همان زمان، ساختوسازهای مدرن آغاز شد. فرودگاه کیش تأسیس شد، هتلهای لوکس ساخته شدند و اولین قدمها برای تبدیل شدن به منطقه آزاد تجاری برداشته شد. بعد از انقلاب اسلامی نیز، توجه به کیش با رویکردی جدید ادامه یافت و در سال ۱۳۶۱ به عنوان نخستین منطقه آزاد تجاری-صنعتی ایران معرفی شد. این تصمیم باعث شد تا کیش جانی تازه بگیرد و به مقصدی تبدیل شود که امروز میبینیم؛ جایی که سنت و مدرنیته به شکلی زیبا در کنار هم زندگی میکنند. دانستن این تاریخچه به ما کمک میکند تا وقتی در سواحل قدم میزنیم، با احترام بیشتری به خاک زیر پایمان نگاه کنیم و بدانیم که این آرامش امروز، حاصل قرنها تلاش و مقاومت است.
رسیدیم به یکی از مرموزترین و در عین حال فتوژنیکترین نمادهای جزیره. اگر بگوییم اکثر کسانی که به کیش میروند، حداقل یک عکس یادگاری با پسزمینه این غول آهنی زنگزده دارند، اغراق نکردهایم. کشتی یونانی، برخلاف اسمش، فقط یک تکه آهن قراضه نیست؛ این سازه عظیم که حالا در سکوت و تنهایی در ساحل غربی جزیره آرام گرفته، دفترچهای از خاطرات تلخ و شیرین، رازهای مگو و غروبهای دلانگیز است. شاید وقتی اولین بار چشمت به آن میافتد، عظمتش تو را بگیرد. اینکه چطور چنین کشتی عظیمی اینقدر نزدیک به ساحل آمده و چرا همانجا ماندگار شده، سوالی است که ذهن هر بینندهای را قلقلک میدهد. بیایید کمی جلوتر برویم، روی شنهای ساحل بنشینیم و به صدای برخورد امواج با بدنه پوسیده این کشتی گوش دهیم. اینجا فقط یک مکان دیدنی نیست؛ اینجا لوکیشن فیلمهای عاشقانه و درامهای تاریخی است که در دنیای واقعی اتفاق افتاده.
داستان از تابستان سال ۱۳۴۵ شمسی (۱۹۶۶ میلادی) شروع میشود. چهارم مردادماه بود که بومیان جزیره با صحنهای عجیب روبرو شدند. کشتی عظیمالجثهای که نامش در آن زمان "کولا اف" (Khoula F) بود، در نزدیکی روستای باغو به گل نشست. این کشتی که ساخت اسکاتلند بود و سالها در اقیانوسها سفر کرده بود، در آخرین سفرش متعلق به یونانیها بود و به همین دلیل به نام "کشتی یونانی" معروف شد. اما چرا به گل نشست؟ شایعات زیادی وجود دارد. برخی میگویند هوا مهآلود بود و ناخدا فانوس دریایی را ندید. برخی دیگر قصههای عاشقانهای میبافند و میگویند ناخدا عاشق دختری در جزیره شده بود و عمداً کشتی را به اینجا آورد. اما روایتهای دیگری هم هست که بوی توطئه میدهد؛ اینکه صاحبان کشتی برای گرفتن حق بیمه هنگفت، عمداً آن را غرق کردند. حقیقت هرچه باشد، تلاشهای یدککشهای هلندی و نیروهای کمکی برای بیرون کشیدن این غول ۱۳۶ متری بینتیجه ماند. در نهایت، خدمه مجبور شدند کشتی را تخلیه کنند و بار آن را بسوزانند تا سبک شود، اما کشتی تکان نخورد که نخورد. برای اینکه بدانی در چه فصلی بروی که نه گرما اذیتت کند و نه رطوبت مانع لذت بردنت از تماشای این کشتی در غروب شود، حتماً باید درباره بهترین زمان سفر به کیش اطلاعات کافی داشته باشی، چرا که تماشای این منظره در هوای مطبوع، لطف دیگری دارد.
امروزه کشتی یونانی به پاتوق اصلی عاشقان غروب تبدیل شده است. خورشید در این قسمت از جزیره دقیقا در پشت کشتی غروب میکند و طیف نوری که از لابهلای آهنهای زنگزده عبور میکند، صحنهای جادویی میسازد. رنگ آسمان از آبی به طلایی، نارنجی و در نهایت بنفش تیره تغییر میکند و سایه کشتی روی آب کشیده میشود. اما باید یک حقیقت تلخ را هم به تو بگویم. این کشتی پیر، خسته است. آب شور خلیج فارس و رطوبت هوا در طول پنجاه سال گذشته، بدنه فولادی آن را خورده است. بخش عقبی کشتی چند سال پیش فرو ریخت و کارشناسان میگویند شاید تا چند سال آینده، اثری از این زیبایی باقی نماند و کل سازه در آب فرو برود. پس اگر هنوز آن را از نزدیک ندیدهای، باید بجنبی. تماشای این کشتی یک حس نوستالژیک عجیب به آدم میدهد؛ حس گذرا بودن همه چیز، حتی اگر غولپیکرترین سازه ساخت بشر باشی. در اطراف کشتی پارکی ساحلی احداث شده که میتوانی در آن قدم بزنی، دوچرخهسواری کنی و یا حتی شترسواری را تجربه کنی و در حالی که به افق خیره شدهای، به داستانهای ناگفته این مسافر جامانده فکر کنی.
حالا وقت آن است که از سطح زمین فاصله بگیریم و به دنیای زیرین سفر کنیم. اشتباه نکن، قرار نیست وارد یک تونل وحشت یا معدن تاریک شویم. ما داریم درباره یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای مهندسی ایرانی و یکی از منحصربهفردترین جاذبههای توریستی جهان صحبت میکنیم: شهر زیرزمینی کاریز. کلمه "کاریز" همان نام فارسی قنات است. ایرانیان باستان استادان مهار آب بودند و قناتها شریانهای حیاتی کویر و جزایر ایران محسوب میشدند. اما کاریز کیش یک قنات معمولی نیست؛ این یک شهر پنهان در عمق ۱۶ متری زمین است که قدمتی ۲۵۰۰ ساله دارد. تصور کن در دل جزیرهای مرجانی، تونلهایی حفر شده که هزاران سال پیش آب شیرین و گوارا را برای مردم تامین میکرده است. اما داستان مدرن این کاریز از زمانی شروع شد که یک مهندس ایرانی مقیم آلمان، تصمیم گرفت این میراث رها شده را احیا کند و آن را به مجموعهای تبدیل کند که دهان هر گردشگری از دیدنش باز بماند.
وقتی وارد کاریز میشوی، اولین چیزی که توجهت را جلب میکند، خنکی مطبوع هواست. مهم نیست بیرون چقدر هوا گرم و شرجی باشد، در اینجا دما همیشه ثابت و خنک است. اما شگفتی واقعی بالای سر توست. سقف این شهر زیرزمینی، پوشیده از مرجانها و صدفهایی است که میلیونها سال قدمت دارند. بله، درست خواندی! میلیونها سال. زمانی که این لایه از زمین بستر دریا بوده است. اگر با دقت به سقف و دیوارهها نگاه کنی، فسیل لاکپشتها و آبزیانی را میبینی که قدمت برخی از آنها به بیش از ۵۰۰ میلیون سال میرسد. انگار در یک موزه طبیعی قدم میزنی که معمارش طبیعت و زمان بوده است. خاک این منطقه که به "گِل مارن" معروف است، خواص درمانی دارد و در گذشته برای درمان درد مفاصل و بیماریهای پوستی استفاده میشده است. ترکیب معماری سنتی ایرانی با این بافت طبیعی مرجانی، فضایی را خلق کرده که نه تنها در ایران، بلکه در دنیا بینظیر است. هیچ کجای دیگر نمیتوانی در راهروهایی قدم بزنی که سقفش بستر دریای باستانی بوده باشد.
کاریز کیش فقط چند تونل قدیمی نیست. در بازسازی این مجموعه، امکانات رفاهی جذابی اضافه شده که بازدید را برایت لذتبخشتر میکند. در دل این دالانهای تودرتو، رستورانهای سنتی و چایخانههایی ساخته شده که نوشیدن یک استکان چای در آنها، در عمق زمین، تجربهای متفاوت است. تصور کن زیر سقفی از صدفهای باستانی نشستهای و فالوده شیرازی میخوری! همچنین غرفههای صنایع دستی، گالریهای هنری و موزهای کوچک در داخل کاریز وجود دارد که اسناد و مدارک تاریخی مربوط به خلیج فارس و قنات را به نمایش گذاشتهاند. سیستم تهویه هوای اینجا کاملاً طبیعی است. هوای خنک از طریق "پایاب"ها جریان پیدا میکند و فضای داخل را بدون نیاز به کولرهای گازی، خنک نگه میدارد. این نشاندهنده هوش سرشار اجداد ماست که چطور با طبیعت سازگار میشدند نه اینکه با آن بجنگند. بازدید از شهر زیرزمینی کاریز، سفری است به عمق تاریخ، زمینشناسی و فرهنگ ایران؛ جایی که میتوانی سکوت و آرامش را در آغوش زمین تجربه کنی.
اگر از هر کسی که به کیش سفر کرده بپرسی "زیباترین جای جزیره کجاست؟"، به احتمال ۹۰ درصد پاسخ "ساحل مرجان" را خواهی شنید. اینجا فقط یک ساحل نیست؛ اینجا خودِ بهشت است که روی زمین افتاده. تصور کن جایی ایستادهای که آب دریا آنقدر زلال و شفاف است که میتوانی ماهیهای رنگارنگ، خرچنگهای کوچک و صدفهای کف دریا را بدون اینکه پایت را در آب کنی، ببینی. ساحل مرجان دقیقاً همینجاست. نام این ساحل از مرجانهای زنده و زیبایی گرفته شده که در نزدیکی ساحل زندگی میکنند و اکوسیستمی باورنکردنی را به وجود آوردهاند. وقتی نور خورشید به آب میتابد، انعکاس آن روی مرجانها طیفی از رنگهای سبز، آبی و فیروزهای میسازد که هیچ دوربین عکاسی قادر به ثبت دقیق زیبایی آن نیست. باید آنجا باشی، باید نسیم دریا صورتت را نوازش کند و باید با چشمان خودت ببینی تا باور کنی چنین زیبایی نابی وجود دارد.
یکی از جذابیتهای اصلی ساحل مرجان این است که برای دیدن دنیای زیر آب نیازی نیست حتماً غواص حرفهای باشی. صخرهها و سنگهای این ساحل پناهگاه هزاران موجود دریایی است. اگر کمی حوصله کنی و آرام باشی، میتوانی رقص عروسهای دریایی کوچک، حرکت حلزونها و دستههای ماهیهای زینتی را تماشا کنی که بیخیال از حضور تو، مشغول زندگیشان هستند. اینجا بهترین مکان برای "اسنورکلینگ" یا غواصی سطحی است. حتی اگر تجهیزات هم نداری، قدم زدن در قسمتهای کمعمق میتواند شگفتزدهات کند. خیلیها ساعتها روی آلاچیقهای تمیز و زیبایی که در طول ساحل چیده شده مینشینند و فقط به افق خیره میشوند. اینجا طلوع خورشید هم به اندازه غروبش دیدنی است. وقتی اولین پرتوهای خورشید از دل دریا بیرون میآید و روی آبهای آرام ساحل مرجان میافتد، حسی از آرامش مطلق تمام وجودت را پر میکند. این ساحل جان میدهد برای مدیتیشن، یوگا یا حتی خواندن یک کتاب خوب در سکوت صبحگاهی.
اما ساحل مرجان فقط برای نشستن و تماشا کردن نیست. اگر اهل هیجان هستی، اینجا بهشت توست. کلوپهای دریایی مجهزی در این ساحل فعال هستند که انواع تفریحات آبی را ارائه میدهند. از جتاسکی و پاراسل گرفته تا شاتل و بنانا، همه چیز مهیاست تا آدرنالین خونت را بالا ببری. تصور کن سوار بر چتر پاراسل هستی و در ارتفاع چند ده متری بر فراز شفافترین آبهای خلیج فارس پرواز میکنی؛ زیر پایت مرجانها و کشتیهای عبوری دیده میشوند و نسیم خنک صورتت را میزند. علاوه بر تفریحات آبی، پیست دوچرخهسواری معروف کیش هم از کنار این ساحل میگذرد. دوچرخهسواری در نوار ساحلی، وقتی سمت راستت دریای بیکران و سمت چپت درختان سرسبز و بازار مرجان قرار دارد، تجربهای است که هرگز فراموش نخواهی کرد. راستی، بازار مرجان هم دقیقاً چسبیده به ساحل است. معماری جذاب و آکواریوم بزرگ داخل بازار، آن را به یکی از محبوبترین مراکز خرید جزیره تبدیل کرده است. پس میتوانی بعد از یک آبتنی حسابی یا قدم زدن در ساحل، سری هم به بازار بزنی و خریدی لذتبخش داشته باشی. شبهای ساحل مرجان هم دنیای خودش را دارد؛ نورپردازیهای زیبا، صدای موسیقی ملایم از کافهها و خنکی هوا، فضایی رمانتیک و دوستانه میسازد که دل کندن از آن واقعاً سخت است.
حالا بیایید کمی از سواحل شنی فاصله بگیریم و به منطقهای سرسبز و مرموز در شمال جزیره برویم که به "دره پرتغالیها" معروف است. اسمش شاید کمی گمراهکننده باشد و فکر کنی قرار است با یک دره عمیق و کوهستانی روبرو شوی، اما جغرافیای کیش متفاوت است. اینجا در واقع منطقهای سرسبز با شیبی ملایم است که آبهای سطحی به سمت آن سرازیر میشوند و همین باعث شده پوشش گیاهی خاص و متفاوتی نسبت به بقیه جزیره داشته باشد. دلیل نامگذاری این منطقه به زمان سکونت پرتغالیها در جزیره برمیگردد که این مکان را به دلیل سرسبزی و موقعیتش برای سکونت انتخاب کرده بودند. اما ستاره درخشان و جاذبه اصلی این منطقه، نه خانههای پرتغالی، بلکه یک موجود زنده حیرتانگیز است: "درخت سبز" یا همان انجیر معابد.
در قلب دره پرتغالیها، درختی زندگی میکند که انگار از دل افسانهها بیرون آمده است. درخت لور یا انجیر معابد، با عمری که برخی آن را تا ۶۰۰ سال تخمین میزنند، پیرترین و عجیبترین درخت جزیره است. ظاهر این درخت با هر درختی که تا به حال دیدهای فرق دارد. شاخههایش به جای اینکه فقط به سمت آسمان بروند، دوباره به سمت زمین برمیگردند، در خاک فرو میروند و تبدیل به تنهای جدید میشوند. این چرخه باعث میشود درخت مدام گسترش پیدا کند و شبکهای پیچیده و تودرتو از تنهها و ریشههای هوایی بسازد که مثل ستونهای یک معبد طبیعی به نظر میرسند. بومیان اعتقاد خاصی به این درخت دارند. اگر به شاخههای ضخیم آن نگاه کنی، پارچههای رنگی و نخهای گره زده زیادی را میبینی. مردم معتقدند این درخت مقدس است و حاجت میدهد؛ به همین دلیل دخیل میبندند و آرزو میکنند. فضایی روحانی و سنگین در اطراف درخت حاکم است که ناخودآگاه تو را وادار به احترام میکند.
مجموعه درخت سبز و دره پرتغالیها بازسازی شده و به یک پارک جنگلی زیبا تبدیل شده است. آلاچیقهای چوبی، پیادهراههای سنگفرش شده و محوطهسازیهای زیبا در میان انبوه درختان، فضایی عالی برای فرار از گرمای ظهر جزیره فراهم کرده است. دمای هوا در زیر سایه این درختان عظیم، چند درجهای خنکتر از بقیه جاهاست. اینجا جان میدهد برای یک پیکنیک خانوادگی. بوی کباب در روزهای تعطیل فضا را پر میکند و صدای خنده بچهها که لابلای ریشههای درختان قایمموشک بازی میکنند، شنیده میشود. در نزدیکی همین مجموعه، آبانبار سنتی کیش هم قرار دارد که با بادگیرهای زیبایش، معماری کویری یزد را در دل جزیره تداعی میکند. ترکیب بازدید از درخت سبز، قدم زدن در دره پرتغالیها و دیدن آبانبار، یک پکیج کامل از طبیعتگردی و تاریخگردی است. اینجا خبری از هیاهو و شلوغی بازارهای مرکز شهر نیست؛ اینجا فقط صدای پرندگان است و خشخش برگها در باد. اگر دنبال جایی هستی که روحت را تازه کنی و انرژیهای منفی را به ریشههای این درخت کهنسال بسپاری، دره پرتغالیها منتظر توست.
شاید باورت نشود، اما یکی از طولانیترین و استانداردترین پیستهای دوچرخهسواری خاورمیانه، درست همینجا در جزیره کیش قرار دارد. دوچرخهسواری در کیش فقط یک ورزش نیست؛ یک سبک زندگی و بخشی جداییناپذیر از فرهنگ توریستی این جزیره است. تصور کن مسیری به طول بیش از ۷۵ کیلومتر که تماماً از خط ساحلی میگذرد، هیچ ماشینی حق ورود به آن را ندارد و تنها صدایی که میشنوی، صدای چرخهای دوچرخه روی آسفالت صاف و صدای امواج دریاست. اینجا چراغ قرمزی وجود ندارد، ترافیکی نیست و دغدغهای جز لذت بردن از مناظر نداری. رنگ سبز مسیر دوچرخهسواری مثل یک روبان دور تا دور جزیره پیچیده شده و جاذبههای اصلی را به هم وصل میکند. چه حرفهای باشی و چه سالهاست سوار دوچرخه نشده باشی، نمیتوانی در برابر وسوسهی رکاب زدن در این مسیر مقاومت کنی.
در کیش، تعریف دوچرخهسواری فراتر از آن دوچرخههای معمولی است که میشناسیم. ایستگاههای کرایه دوچرخه در سراسر جزیره، به خصوص در نزدیکی اسکله تفریحی و بازارها، مثل قارچ سبز شدهاند و تنوع عجیبی از وسایل نقلیه پاک را ارائه میدهند. اگر میخواهی حس نوستالژیک داشته باشی، دوچرخههای دندهای معمولی بهترین گزینهاند. اما اگر با همسر یا دوستت هستی، دوچرخههای دو نفره (تاندوم) را امتحان کن؛ هماهنگ کردن پدال زدن با نفر دوم، خودش کلی خنده و ماجرا میسازد. برای خانوادهها هم سهچرخههایی وجود دارد که میتوانید بچه کوچکتان را در سبد عقب بنشانید و با آرامش رکاب بزنید. اما داستان به همینجا ختم نمیشود. در سالهای اخیر، موتورهای شارژی و اسکوترهای برقی هم به این ناوگان اضافه شدهاند. اگر حال و حوصله رکاب زدن در گرما را نداری یا میخواهی مسافت زیادی را بدون خستگی طی کنی، موتورهای برقی بیصدا بهترین انتخاب هستند. حس سر خوردن روی زمین با سرعت ملایم، در حالی که باد لای موهایت میپیچد، وصفناپذیر است. فقط یادت باشد، قوانین رانندگی در کیش بسیار سفت و سخت است؛ حتی با دوچرخه هم باید از سمت راست حرکت کنی و حق تقدم عابر پیاده را رعایت کنی، وگرنه ممکن است جریمه شوی!
اگر از من بپرسی، دوچرخهسواری در کیش دو زمان طلایی دارد: یکی صبح خیلی زود، قبل از اینکه خورشید کاملاً بالا بیاید و هوا گرم شود، و دیگری هنگام غروب و شب. شبهای کیش زنده است و مسیر دوچرخهسواری تا صبح روشن و امن باقی میماند. رکاب زدن در شب، وقتی نسیم خنک دریا به صورتت میخورد و انعکاس نور ماه روی آب میافتد، حسی از رهایی مطلق به آدم میدهد. مسیر پیشنهادی من؟ از اسکله تفریحی شروع کن، به سمت ساحل مرجان برو و بعد مسیرت را به سمت سیمرغ ادامه بده. این بخش از مسیر، زیباترین مناظر دریا و پارکهای ساحلی را دارد. در بین راه میتوانی توقف کنی، یک آبمیوه خنک بخوری، عکس بگیری و دوباره ادامه دهی. این پیست طوری طراحی شده که از میان تونلهای درختی و کنار صخرههای مرجانی عبور میکند، پس هر لحظه منتظر یک منظره جدید باش.
حالا وقتش است که کمی فضا را عوض کنیم. اگر اهل ماجراجوییهای ترسناک هستی و دلت میخواهد آدرنالین خالص تجربه کنی، باید به غربیترین نقطه جزیره بروی، جایی نزدیک به کشتی یونانی. ساختمانی متروکه و قلعهمانند که پنجرههایش مثل چشمهای توخالی به تو خیره شدهاند. بومیان به اینجا میگویند "قلعه جنی". برخلاف نامش، این مکان قرنها قدمت ندارد؛ بلکه در دهه ۴۰ شمسی به عنوان پاسگاه ژاندارمری و محل خدمت سربازان و درجهداران ساخته شد. اما چرا تخلیه شد؟ و چرا امروز کسی جرئت نمیکند شبها به تنهایی وارد آن شود؟ داستانهایی که درباره این مکان نقل میشود، مو به تن آدم سیخ میکند.
روایتها میگویند در اوایل دهه ۴۰، سربازانی که در این پاسگاه خدمت میکردند، گزارشهای عجیبی میدادند. آنها از صداهای خشخش، سایههایی که در راهروها حرکت میکردند و حس سنگینی هوا شکایت داشتند. اما فرماندهان این حرفها را به حساب توهمات ناشی از تنهایی و دوری از شهر میگذاشتند. تا اینکه یک شب، اتفاقی هولناک افتاد. طبق گفتههای محلی، چهار سرباز که در پاسگاه کشیک میدادند، صبح روز بعد با چهرههایی وحشتزده و بدنی سرد و خشک شده پیدا شدند، بدون اینکه هیچ اثری از زخم یا درگیری روی بدنشان باشد. انگار از ترس چیزی دق کرده بودند. بعد از این ماجرا، ترس و وحشت بر پاسگاه حاکم شد. هیچ سربازی حاضر نبود شب آنجا بماند. در نهایت، ژاندارمری مجبور شد این ساختمان را برای همیشه تخلیه کند و به مکان دیگری منتقل شود. از آن زمان تا امروز، این ساختمان به حال خود رها شده و به خانه افسانهها تبدیل شده است. بومیان معتقدند که این مکان تسخیر شده است و اجنه در چاه آب وسط حیاط و اتاقهای تاریک آن زندگی میکنند. حتی برخی ادعا میکنند اگر شبها نزدیک قلعه شوید، صدای همهمه و شیون از داخل آن میشنوید.
وقتی به قلعه جنی نزدیک میشوید، اولین چیزی که جلب توجه میکند، انزوای عجیب آن است. با اینکه فاصله زیادی با کشتی یونانی (که بسیار شلوغ است) ندارد، اما انگار در دنیای دیگری است. ساختمان پلانی مستطیل شکل دارد با دو برج و بارو در دو طرف و یک حیاط مرکزی بزرگ. دیوارهای ضخیم، طاقهای قوسی و رنگ زرد و فرسوده دیوارها، فضایی سینمایی به آن داده است. وارد شدن به قلعه، دل نترس میخواهد. سکوت اینجا سنگین است. صدای باد که در راهروهای خالی و پنجرههای بدون شیشه میپیچد، شبیه سوت کشیدن یا نجوا کردن است. روی دیوارها پر از گرافیتی و یادگاریهایی است که ماجراجویان نوشتهاند، اما اینها هم نتوانسته از بار سنگین و وهمآلود فضا کم کند. چاه آبی در وسط حیاط قرار دارد که بسیاری معتقدند مرکز اصلی انرژیهای منفی است. اگر روز به اینجا بروی، شاید فقط یک خرابه قدیمی ببینی، اما پیشنهاد میکنم اگر قلبت ضعیف است، فکر رفتن به آنجا در شب را از سرت بیرون کنی. سایههای بلند و تاریکی مطلق داخل اتاقها، قوهی تخیلت را به بدترین شکل ممکن فعال میکند. قلعه جنی نمادی از روی دیگر سکهی کیش است؛ رویی مرموز و ترسناک که در پس چهرهی مدرن و لوکس جزیره پنهان شده است.
در میان هیاهوی بازارهای مدرن و هتلهای پنج ستاره، محلهای در کیش وجود دارد که هنوز نفسِ اصالت میکشد؛ محلهای قدیمی به نام "سفین". در دل این محله، گنجینهای پنهان شده که درِ ورود به زندگی واقعی مردم کیش در ۸۰ سال پیش است: "خانه بومیان کیش" یا همان "خانه مردمشناسی". این خانه فقط یک موزه خشک و خالی نیست که چند کوزه شکسته در آن گذاشته باشند؛ اینجا خانهی حاج عبدالله بن شاهین، یکی از تجار بزرگ مروارید و شخصیتهای سرشناس کیش بوده است. وقتی پا به حیاط این خانه میگذاری، انگار زمان متوقف میشود. دیوارهای کاهگلی، درهای چوبی قدیمی و بوی عطر عود و اسپند، تو را به دورانی میبرد که خبری از کولرهای گازی و ماشینهای آخرین سیستم نبود، اما صفا و صمیمیت موج میزد. این خانه با مساحتی بیش از هزار متر مربع، با معماری کاملاً بومی و سازگار با آبوهوای گرم و مرطوب ساخته شده و نمادی زنده از هوش و هنر معماران جنوبی است.
یکی از جذابترین بخشهای خانه بومیان، "مضیف" یا همان اتاق پذیرایی مخصوص مردان است. در فرهنگ مردم بومی کیش و اعراب جنوب، مهمان جایگاهی بسیار مقدس دارد. مضیفِ این خانه با فرشهای دستبافت رنگارنگ و پشتیهای سنتی تزیین شده است. اما ستارهی مجلس در اینجا، مراسم قهوهخوری است. بومیان کیش قهوه را به سبکی خاص دم میکنند که به آن قهوه عربی میگویند؛ تلخ، غلیظ و معطر با هل و ادویههای مخصوص. وقتی در مضیف مینشینی، میزبان با دلهای طلاییرنگ (ظرف مخصوص قهوه) وارد میشود. فنجان کوچکی را که دسته ندارد، فقط به اندازه یک یا دو جرعه پر میکند. آداب خوردن این قهوه هم دیدنی است؛ باید فنجان را با دست راست بگیری و اگر دیگر قهوه نمیخواهی، فنجان را کمی تکان دهی (شیک کنی). این حرکتِ ظریف، زبانی مشترک و قدیمی بین مردم این دیار است. نشستن در این اتاق و شنیدن داستانهای دریانوردی و صید مروارید از زبان راهنمایان محلی، طعمی دارد که در هیچ کافیشاپ لوکسی پیدا نمیشود.
از حیاط بیرونی که بگذریم، به بخش اندرونی و زندگی خصوصی خانواده میرسیم. اینجا جایی است که زنان خانه با هنرمندی تمام زندگی را مدیریت میکردند. اتاقها دور تا دور حیاط مرکزی چیده شدهاند تا هوا کوران کند و خنک بماند. یکی از دیدنیترین اتاقها، "حجله عروس" است؛ اتاقی که با پارچههای زریبافت، آینهکاریهای ظریف و صندوقچههای چوبی تزیین شده و سقفش پر از آویزهای رنگی است. دیدن وسایل آرایشی قدیمی، سرمهدانها و عطردانها، تصویری زنده از زیباییشناسی زنان قدیم کیش به تو میدهد. کمی آنطرفتر، "مطبخ" یا آشپزخانه قرار دارد. جایی که بوی ادویههای جنوبی، ماهی و نان تنوری همیشه در آن جریان داشته است. دیدن آسیابهای سنگی دستی، تنورهای گلی و ظروف مسی بزرگ، سختی و در عین حال شیرینی زندگی گذشته را یادآوری میکند. در گوشهای از حیاط هم انبار خرما (چندول) قرار دارد که شیره خرما به صورت طبیعی از آن استخراج میشده. خانه بومیان کیش، یک کلاس درس تاریخ است، اما کلاسی که در آن خسته نمیشوی و با تمام وجود حس میکنی که زندگی در این جزیره، قرنها قبل از ما چگونه جریان داشته است.
حالا که با سبک زندگی بومیان آشنا شدیم، بیایید کمی دورتر برویم؛ به جایی که انگار آخرین بازمانده از کیشِ کهن است. به سمت جنوب غربی جزیره که حرکت کنیم، تابلوی "روستای باغو" را میبینیم. اینجا قدیمیترین آبادی جزیره کیش است که هنوز نفس میکشد، هرچند که جمعیتش انگشتشمار شده است. برخلاف بقیه جاهای کیش که زمینها صاف و شنی هستند، خاک باغو حاصلخیزتر است و پوشش گیاهی انبوهتری دارد. وارد روستا که میشوی، سکوت عجیبی حکمفرماست. اینجا خبری از برجهای سر به فلک کشیده نیست؛ فقط چند خانه ساده با دیوارهای کوتاه، درختان لور کهنسال و گلههای بز و گوسفند که آزادانه میچرخند. باغو جایی است برای کسانی که میخواهند "خلوت" واقعی را تجربه کنند.
شاید بپرسی چرا اسمش "باغو" است؟ بومیان داستانی شنیدنی دارند. میگویند در زمانهای خیلی دور، شاید زمانی که پرتغالیها در جزیره بودند، پیرزنی شجاع و مهربان به نام "ننه باغو" در این منطقه زندگی میکرد. او نماد برکت و ایستادگی بود و نامش روی این آبادی ماندگار شد. اما مهمترین اثر تاریخی که در این روستا جا خوش کرده، "مسجد محمد (ص)" یا مسجد باغو است. روی دیوار این مسجد تاریخ ۸۸۱ هجری قمری حک شده است! یعنی این دیوارهای ساده و بیآلایش، بیش از ۵ قرن است که صدای اذان را شنیدهاند. معماری مسجد بسیار ساده است؛ یک دیوار کوتاه، یک منارهی کوچک و فضایی که معنویت در آن موج میزند. در کنار مسجد، چاه آبی قدیمی قرار دارد که هنوز هم آب گوارایی به مسافران میدهد. وضو گرفتن با آب این چاه و نماز خواندن در مسجدی که نسلهای متمادی در آن عبادت کردهاند، حس و حالی روحانی و بینظیر دارد.
یکی دیگر از شگفتیهای روستای باغو، همزیستی مسالمتآمیز انسان و طبیعت است. به دلیل خلوتی و بکر بودن منطقه، اینجا پناهگاه امنی برای آهوان زیبای کیش شده است. در سالهای اخیر برای حفاظت از این آهوان زیبا، آبشخورهای مخصوصی در اطراف روستا ساخته شده است. اگر خوششانس باشی و کمی صبور، بهخصوص هنگام غروب یا صبح زود، میتوانی دستههای آهو را ببینی که با چشمان درشت و زیبایشان به تو نگاه میکنند و با کوچکترین صدایی به دل دشت میزنند. علاوه بر آهوان، درختان لور (انجیر معابد) در این روستا هم حضوری پررنگ دارند و سایهسار خنکی برای استراحت فراهم کردهاند. در روستای باغو، زمان کند میگذرد. اینجا میتوانی ساعتها زیر سایه درختی بنشینی، به صدای زنگولهی گوسفندان گوش دهی و فراموش کنی که در یکی از توریستیترین نقاط ایران هستی. باغو، چهرهی بدون رتوش و آرایشِ کیش است؛ ساده، صمیمی و بینهایت آرامشبخش.
کیش همیشه دو رو دارد؛ یک روی سنتی و آرام که در پارتهای قبل دیدیم، و یک روی مدرن، پرهیاهو و بسیار شیک که باعث شده خیلیها لقب "دبی کوچک" را به این جزیره بدهند. اگر بودجه سفرتان اجازه میدهد و دوست دارید برای چند روز مثل شاهزادهها زندگی کنید، کیش بهترین مقصد در ایران است. اینجا جایی است که میتوانید رویاهایتان را زندگی کنید. از اقامت در اتاقهایی که کفشان شیشهای است و زیر پایتان دریا موج میزند، تا رانندگی با ماشینهایی که شاید فقط در فیلمهای هالیوودی دیده باشید. جاهای لاکچری کیش فقط به مراکز خرید محدود نمیشود؛ بلکه ترکیبی از اقامت، تفریح، سرعت و طعمهای خاص است که در ادامه گلچینهایی از این دنیای پرزرقوتبرق را با هم مرور میکنیم.
وقتی صحبت از لوکس بودن میشود، اول از همه باید جای خوابتان متفاوت باشد. در کیش، هتلی وجود دارد که نمونهاش را در ایران نداریم: "هتل ترنج". این هتل دقیقاً روی آب ساخته شده است. تصور کنید در ویلایی چوبی اقامت دارید که وقتی از خواب بیدار میشوید، اولین چیزی که میبینید آبیِ بیکران دریاست. بخش هیجانانگیز ماجرا کفِ شیشهای اتاقهاست؛ میتوانید همانطور که روی مبل لم دادهاید و قهوه میخورید، رقص ماهیها و لاکپشتهای دریایی را زیر پایتان تماشا کنید. اقامت در هتل ترنج، فقط رزرو یک اتاق نیست، خریدن یک تجربهی نایاب است. کمی آنطرفتر، اگر به معماری کلاسیک و شکوه باستانی علاقه دارید، "هتل داریوش" انتظار شما را میکشد. این هتل با الهام از تخت جمشید ساخته شده و ستونهای عظیم، تندیسهای سنگی و فضای مجللش، حس قدم زدن در کاخهای کوروش کبیر را تداعی میکند، اما با امکانات قرن بیست و یکم! استخرهای روباز با ویوی خلیج فارس، ماساژهای تایلندی و رستورانهای مجلل، اینجا را به پاتوق کسانی تبدیل کرده که عاشق تجملات سنگین و باوقار هستند.
نمیشود به بخش لاکچری کیش اشاره کرد و از "رنت خودرو" حرفی نزد. کیش بهشت ماشینبازهاست. اینجا منطقه آزاد است و شما میتوانید با هزینهای که شاید در تهران پول کرایه تاکسی دربست باشد، پشت فرمان آخرین مدلهای فورد موستانگ، شورولت کامارو، دوج چلنجر یا حتی لامبورگینی و مازراتی بنشینید. حس فشردن پدال گاز یک ماشین عضلانی آمریکایی در بلوارهای خلوت و استاندارد کیش، در حالی که سقف ماشین باز است و بادِ دریا به صورتت میخورد، وصفشدنی نیست. صدای غرش موتور این ماشینها، موسیقی متنِ سفر لاکچری شماست. اما اگر خیابانها برایتان کافی نیست، دریا را امتحان کنید. یکی از تفریحات بسیار لوکس در کیش، اجاره "یات" (Yacht) یا قایقهای تفریحی خصوصی است. شما میتوانید برای چند ساعت یک کشتی شیک را با کاپیتان و خدمه اجاره کنید. جشن تولد گرفتن روی عرشه کشتی در وسط دریا، ماهیگیری در سکوت مطلقِ آبهای عمیق، یا صرفاً تماشای غروب آفتاب در حالی که هیچ کس جز همراهانتان اطرافتان نیست، اوجِ انحصار و خاص بودن را به شما هدیه میدهد.
بخش جداییناپذیر زندگی لوکس، خرید کردن و غذا خوردن است. اگر دنبال برندهای معتبر و فضایی شیک هستید، "مرکز خرید دامون" را در اولویت قرار دهید. این پاساژ علاوه بر فروشگاههای لباس و عطرِ مارکدار، یک ویژگی منحصربهفرد دارد: فودکورت تراسدار با منظرهای خیرهکننده. خوردن یک ناهار باکیفیت در تراس دامون، در حالی که کشتیهای تجاری و مسافربری را در دوردست میبینید، خستگی خرید را کاملاً از تنتان بیرون میکند. برای شام هم گزینههایی دارید که هم چشم را سیر میکند و هم شکم را. رستورانهایی مثل "کوه نور" که دکوراسیونی شبیه به غار سنگی دارند و نورپردازیشان در شب جادویی است، یا رستورانهای ساحلی که با موسیقی زنده پیانو و ویولن از شما پذیرایی میکنند. در این رستورانها، منوها پر از غذاهای دریایی خاص مثل لابستر (شاهمیگو)، خرچنگ و ماهیهای تازه صید شده است که با دورچینهای هنرمندانه سرو میشوند. در کیشِ لاکچری، غذا خوردن فقط برای سیر شدن نیست، بلکه یک مراسم باشکوه است که تمام حواس پنجگانهی شما را درگیر میکند.
سفر ما در این مقاله طولانی، از اعماق تاریخ هخامنشیان شروع شد و تا بلندترین برجهای مدرن کیش ادامه پیدا کرد. ما با هم در دالانهای خنک شهر زیرزمینی کاریز قدم زدیم، در غروب غمگین کشتی یونانی عکس گرفتیم، با ترس و لرز به قلعه جنی سر زدیم و در نهایت روی مبلهای لوکس هتلهای دریایی استراحت کردیم. جزیره کیش، سرزمینی است که برای هر سلیقهای، پاسخی در آستین دارد. چه عاشق سکوت و آرامشِ روستای باغو باشید و چه شیفتهی هیجانِ سرعت با ماشینهای آمریکایی، این خاکِ مرجانی شما را ناامید نمیکند. مهم نیست چقدر درباره کیش بخوانیم یا بشنویم؛ شنیدن کی بود مانند دیدن؟ زیبایی رنگ فیروزهای دریا و گرمای شنهای ساحل مرجان را فقط باید لمس کرد. حالا که نقشه راه کامل را در اختیار دارید و میدانید کدام گوشه از جزیره منتظر شماست، نوبتِ عملی کردن نقشههاست. برای جدا شدن از روزمرگیها و رسیدن به این آرامش، تنها کافیست چمدان مختصری ببندید، یک پرواز مناسب پیدا کنید و خودتان را به آغوش گرم خلیج فارس بسپارید. کیش با تمام داستانها و زیباییهایش، منتظر شماست تا خاطرهای بسازید که سالها لبخند را به لبهایتان بیاورد.
برای اینکه دسترسی راحتتری به مطالب گفته شده داشته باشید، مهمترین مکانهایی که در این سری مقالات بررسی کردیم را به همراه ویژگی اصلی آنها در جدول زیر خلاصه کردهایم:
در این بخش به سوالاتی که معمولاً ذهن مسافران را قبل از سفر به کیش مشغول میکند، پاسخ میدهیم:
بله، برای بازدید از مکانهایی مانند شهر زیرزمینی کاریز، خانه بومیان کیش و برخی مجموعههای تفریحی باید ورودی پرداخت کنید. اما بازدید از مکانهایی مثل کشتی یونانی، ساحل مرجان، دره پرتغالیها و نمای بیرونی قلعه جنی کاملاً رایگان است.
برای اجاره خودرو در کیش نیاز به گواهینامه معتبر رانندگی و پرداخت مبلغی بهعنوان ودیعه (Deposit) دارید. قوانین رانندگی در کیش بسیار منظم و سختگیرانه است؛ بوق زدن ممنوع، حق تقدم با عابر پیاده و رعایت سرعت مجاز الزامی است. پیشنهاد میشود قبل از اجاره خودرو حتماً قوانین را مرور کنید تا مشمول جریمه نشوید.
قلعه جنی در واقع یک پاسگاه ژاندارمری متروکه است و داستانهای ترسناک پیرامون آن بیشتر جنبه افسانهای و محلی دارند. در طول روز، این مکان صرفاً یک ساختمان قدیمی است، اما در شب به دلیل تاریکی، سکوت و وزش باد، فضایی وهمآلود پیدا میکند که برای علاقهمندان به ماجراجویی جذاب است.
اگر به دنبال خریدهای اقتصادی هستید، بازارهایی مانند بازار مروارید، بازار پانیذ و بازار ونوس گزینههای مناسبی هستند. اما برای خریدهای برند و لوکس، مراکزی مثل پردیس ۱ و ۲، مرکز تجاری کیش و دامون پیشنهاد میشوند.
با توجه به آبوهوای گرم و شرجی کیش، لباسهای نخی، گشاد و رنگ روشن بهترین انتخاب هستند. همراه داشتن کلاه آفتابگیر، عینک دودی و صندل راحتی توصیه میشود. اگر در فصل زمستان سفر میکنید، یک سویشرت نازک برای شبهای خنک کنار ساحل کافی خواهد بود.
از همین دسته بخوانید